مطالب فارسی

بررسی رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی در حوزه بهداشت و درمان

 

چکیده style=”text-align: right;”>این پژوهش درصدد بررسی رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی در بین کادر پزشکی کارکنان بیمارستان های منطقه 4 تهران بوده است. روش نمونه گیری به صورت طبقه بندی بوده بدین صورت که از بین 4 بیمارستان این منطقه، به تناسب تعداد افراد کادر پزشکی در هر بیمارستان، افراد نمونه انتخاب گردیدند. با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه مورد نیاز 185 نفر می باشد. براي گردآوري داده ها، از پرسش‌نامه شخصیتی نئو، و فرسودگي شغلي ماسلاچ استفاده گردیده است. یافته ها حاکی از آن بوده که با اطمینان 95% بین 5 عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین با توجه به مقادیر ضریب مسیر از بین متغیرهای 5 عامل بزرگ شخصیت، به ترتیب مسئولیت پذیری(به صورت معکوس)، توافقی بودن، پذیرا بودن(به صورت معکوس)، و برون گرایی (به صورت معکوس) بیشترین تاثیر را بر فرسودگی شغلی داشته اند
;کلمات کلیدی: خستگي هيجاني، عملكرد شخصي (احساس عدم موفقيت فردي ) ، مسخ شخصيت، درگيري، روان آزرده گرایی (Neuroticism) (پایداری عاطفی)، برون گرایی (Extroversion)- (درون گرایی)، پذیرا بودن (Openness)- (پرده پوشی)، توافقی بودن (Agreeableness)- (ستیزه جویی) و مسئولیت پذیری (Conscientiousness)- (بی مسئولیتی)، 5 عامل بزرگ شخصیت

 

مقدمه

با پيچيده تر شدن روزافزون جوامع امروزي، رسالت سازمان ها براي برآوردن انتظارات جوامع، حساس تر و مهم تر مي شود. به طوري كه مي توان اذعان كرد كه دنياي ما دنياي سازمان هاست و آنچه امروز در بين اهل فن و به اتفاق نظر به يقين تبديل شده، نقش اساسي نيروي انساني به عنوان عامل گرداننده اصلي سازمان هاست. به عبارت ديگر، انسان ها به كالبد سازمان جان مي دهند. بي ترديد نيروي انساني كارآمد و خود انگيخته مي تواند براي رشد خود و توسعه و دستيابي به هدف هاي برنامه ريزي شده سازمان، بيشترين كارآيي را داشته باشد. با توجه به حساسيت سازمان آموزش و پرورش، براي دستيابي و اجراي موفقيت نيز هر فعاليت آموزشي افزون بر منابع مالي، وسايل و فناوري، وجود نيروي انساني سالم و متعهد ، نقش اساسي را ا يفا مي کند. به عبارت ديگر تعهد كاري و واكنش عاطفي فرد نسبت به كار و همچنين بالا بودن سلامت رواني، ميزان توليد و قابليت كار را بالا مي برد. (گرين هاو1، 1975)
شخصیت نقش تعیین کننده اي بر رفتار مشهود و آشکار فرد دارد . آلپورت2 شخصیت را سازمان پویاي نظام هاي روانی- فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند که سازگاري منحصر به فرد او را نسبت به جهان تعیین می کند. هیلگار3 شخصیت را الگوي معینی از رفتار و شیوة تفکر تعریف می کند که سازگاري فرد را با محیط تعیین می کند. (جلالی فراهانی و همکاران، 1390)

مدل پنج عاملی شخصیت یکی از مسلط ترین و تاریخی ترین مدل هاي ساختار شخصیت است و بسیاري از روان شناسان بیان کرده اند که مدل پنج عاملی بسیاري از متغیرهاي شخصیت را در برمی گیرد. مطابق نظر تیلور و مک دونالد4 (1999)، این مدل ابتدا توسط گالتن5 (1884) مطرح شد. پنج عاملی که در مطالعات انجام شده به وفور آمده اند، عبارتند از : روان آزرده گرایی (Neuroticism) (پایداری عاطفی)، برون گرایی (Extroversion)- (درون گرایی)، پذیرا بودن (Openness)- (پرده پوشی)، توافقی بودن (Agreeableness)- (ستیزه جویی) و مسئولیت پذیری (Conscientiousness)- (بی مسئولیتی)
:عوامل یاد شده در برگیرنده ویژگی هایی به شرح ذیل می باشند
روان آزرده گرایی، تمایل به تجربه پریشانی روان شناختی به شکل اضطراب، خشم، افسردگی، خجالت، تنفر و دامنه ای از هیجانات منفی را در بر می گیرد. این بعد، همچنین شامل حساسیت به داشتن عقاید غیرواقعی، کنترل ضعیف امیال فرد و راهبردهای غیر مؤثر مقابله با استرس است. برون گرایی، شامل اجتماعی بودن و صفاتی مثل سرزندگی، شادابی، جرأت ورزی، نیاز به فعالیت، هیجان و تحرک است. پذیرا بودن، صفات مرتبط با حس زیبایی شناختی، کنجکاوی هوشمندانه، نیاز به تنوع، نگرش های غیرمتعصبانه و علایق گسترده را مشخص می کند. توافقی بودن نیز، صداقت، نوعدوستی و همدردی را در بر دارد و در تضاد با خصومت بدبینانه و خودمحورانه است و سرانجام مسئولیت پذیری، شامل کوششی منظم برای اهداف و پیروی جدی از اصول است (Avia et al, 1995)
لازم به ذکر است که در بررسی این 5 عامل بزرگ شخصیت، بین ابزارهای واژگانی و پرسشنامه ای، توافق کلی، ولی در عین حال تفاوت هایی نیز مطرح است (Goldberg, 1993)

فرسودگي شغلي6 واژه اي براي توصيف دگرگوني هاي منفي نگرش، روحيه و رفتار در رويارويي با
فشارهاي رواني مربوط به كار است. اين فرسودگي بيشتر در شغل هايي پديد مي آيد كه افراد زمان زيادي از ساعت هاي كاري را در ارتباط نزديك با ساير مردم مي گذرانند. رايج ترين تعريف از فرسودگي شغلي را، مازلاك7 و جكسون8 ارائه نموده اند. فرسودگي شغلي نشانگاني روان شناختي شامل خستگي هيجاني9، مسخ شخصيت10 و كاهش كفايت شخصي11 مي باشد (شوفلي12، مازلاك و مارك13، 1994)
مازلاك، شافلي و ليتر(2001) شش عامل سازماني را در ايجاد فرسودگي شغلي مؤثر دانسته اند
حجم
زياد كار، ميزان مهارت عملكرد بر كار، پاداش كم، نداشتن ارتباط اجتماعي، تبعيض در محيط كار، تضاد بين ارزش هاي فرد و محيط كار
فرسودگي شغلي مي تواند در ميان افرادي كه به نوعي خدمات انساني انجام مي دهند اتفاق افتد. احساس خستگي، ويژگي اصلي فرسودگي شغلي، و عمده ترين مشخصه اين سندرم پيچيده است.هنگامي كه افراد تجربه فرسودگي شغلي خود يا ديگران را توصيف مي كنند اغلب اشاره به تجربه خستگي دارند. خستگي نشانگر ميزان استرس موجود در پديده فرسودگي شغلي است اما اين بعد در مشخص ساختن رابطه اي كه افراد با كار خود دارند ناتوان بوده است. خستگي چيزي نيست كه به سادگي تجربه شود، بلكه فعاليت هايي را به منظور دور ساختن خستگي هيجاني و شناختي فرد از شغلش برمي انگيزد كه احتمالا به عنوان شيوه اي براي فائق آمدن بر فشار كار عمل مي نمايد (كلوسن، 1993)
مسخ شخصيت به عنوان يكي از تبعات فرسودگي شغلي تلاشي براي ايجاد فاصله ميان فرد شاغل و دريافت كنندگان خدمات او است كه به وسيله ناديده پنداشتن ويژگي ها وخدمات فرد شاغل صورت مي گيرد. در مشاغلي غير از خدمات انساني نيز مردم از راهكارهاي شناختي ايجاد فاصله از كار استفاده مي نمايند. آنها از اين كار به هنگام فرسوده و مأيوس شدن از كار و به وسيله ايجاد يك نگرش خنثي يا بدبينانه نسبت به كار و ساير افراد استفاده مي كنند. در موقعيت كاري كه فشار مزمن و شديدي وجود داشته باشد و با خستگي يا بدگماني نيز توأم باشد، زائل شدن احساس كارآمدي فرد امر بعيدي نيست. همچنين دگرسان بيني خود، احتمالا در ايجاد ناكارآمدي دخيل است، زيرا داشتن احساس شايستگي و پيشرفت، هنگام احساس خستگي يا هنگامي كه ياري كردن به ديگران داراي اهميت نيست، دشوار است. اما مشخص شده است كه در زمينه هاي شغلي، ناكارآمدي به موازات دو جنبه ديگر فرسودگي شغلي به وجود مي آيد نه اينكه بعد از دو جنبه ديگر به وجود آيد. به نظر مي رسد فقدان كارآمدي، بيشتر ناشي از فقدان منابع شغلي و حمايتي باشد و حال آنكه خستگي و بدگماني، از وجود فشار كار، تضاد اجتماعي و انتظارهاي شغلي ناشي مي شود (ماسلاچ و ليتر14، 2008)
صاحب نظران مختلفي در مورد عوامل فرسودگي شغلي، مطالبي را عنوان كرده اند. براي مثال پاريك15(1982) عواملي مثل سطح فشار رواني، نوع فشاررواني، شخصيت فرد، ماهيت شغل يا نقش فرد، نوع زندگي فرد در خارج از محيط كار، سبك زندگي فرد، سبك هايي كه فرد براي مقابله با فشار رواني به كار مي گيرد و جو يا اقليم سازماني را در فرسودگي شغلي دخيل مي داند. كونستابل16(1986) نيز عمده ترين پيش بين فرسودگي شغلي پرستاران را غناي شغلي، فشار ناشي از كار و عدم حمايت از سوي مديران و پرستاران مي داند.
نظريه پردازي هاي جديدتر، عوامل مؤثر بر فرسودگي شغلي را به دو دسته عوامل فردي و موقعيتي تقسيم كردند. عوامل فردي مواردي همچون متغيرهاي جمعيت شناختي، ويژگي هاي شخصيتي، و سبك هاي مقابله، و عوامل موقعيتي مواردي همچون ويژگي هاي شغل، انتظارات، انگيزه و منابع شغلي را دربرمي گيرد (ماسلاچ، 2001)
يك نظر عمومي اين است كه بهترين و آرمان گراترين افراد دچار فرسودگي شغلي مي شوند. به عبارت ديگر، افراد دچار فرسودگي شغلي، كساني هستند كه براي رسيدن به آرمان ها و معيارهاي كاري خود، بيش از حد تلاش مي نمايند اما وقتي مي بينند فداكاري ها و تلاش هايشان براي رسيدن به اهدافشان كافي نبوده است دچار فرسودگي و حتي دچار بدبيني مي شوند. ماسلاچ(1998) در مطالعات خود دريافت كه صفات و ابعاد شخصيتي مي تواند توجيه كننده فرسودگي باشند. او به اين نتيجه رسيد كه فرسودگي شغلي با بعد شخصيتي روان رنجورخويي و نيمرخ رواني خستگي ناشي از كار مرتبط است. در تلاش به منظور كشف اين موضوع كه چه ا فرادي ممكن است بيشتر در معرض خطر تجربه فرسودگي شغلي قرار داشته باشند، چندين صفت شخصيتي مورد مطالعه قرار گرفته اند. افرادي كه سطوح پاييني از سرسختي (درگيري با فعاليت هاي روزانه، احساس كنترل به رويدادها و پذيرا بودن تغييرات) را نشان مي دهند، نمرات بالاتري در فرسودگي شغلي دارند. آنها به ويژه در بعد خستگي عاطفي نمرات بالاتري دارند (گاروسا17، 2006)
این پژوهش درصدد بررسی رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی در حوزه بهداشت و درمان، می باشد. لذا سوال اصلی پژوهش یه این صورت مطرح می شود که: آیا بین پنج عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی، رابطه معنادار وجود دارد؟

مواد و روشها

تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی و از حیث ارتباط بین متغیرهای تحقیق از نوع علی است. روش انجام تحقیق نیز به صورت پیمایشی بوده که از مهمترین مزایای آن قابلیت تعمیم نتایج است
جامعه آماری متشکل از کادر پزشکی (پزشکان و پرستاران) بیمارستان های منطقه 4 شهر تهران است. روش نمونه گیری به صورت طبقه بندی می باشد، بدین صورت که از بین 4 بیمارستان این منطقه، به تناسب تعداد افراد کادر پزشکی در هر بیمارستان، افراد نمونه انتخاب می گردند
تعداد کل افراد جامعه آماری حداکثر 381 نفر می باشد. لذا با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه مورد نیاز 185 نفر می باشد
روش گردآوری مطالب در این پژوهش استفاده از مطالعات کتابخانه ای، کتب، مجلات، مقالات و اینترنت می باشد. و براي گردآوري داده ها، از پرسش‌نامه شخصیتی نئو، و فرسودگي شغلي ماسلاچ استفاده گردیده است
پرسشنامه شخصیتی نئو
در حال حاضر، «پرسشنامه شخصیتی نئو» (NEO-PI) (NEO Personality Inventory)، پرسشنامه ای است که در پژوهش های بین المللی مورد توجه قرار گرفته و یکی از ابزارهای مهم روان شناختی است که برای پژوهش هایی که هدف آنها بررسی عوامل شخصیت است، به تنهایی یا درکنار سایر متغیرها به کار می رود
از منظر تاریخی باید اشاره کردکه این ابزار (NEO-PI)، اولین بار توسط کوستا و مک کری در سال 1985 ساخته شد و شامل 181 آیتم برای وارسی 5 عامل بزرگ شخصیت بود، و پس از تحولات متعدد، «نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه شخصیتی نئو» (NEO-PI-R) در سال 1992 تهیه و منتشر شد که شامل 240 عبارت بوده، اندازه گیری کلی از 5 عامل عمده را ارائه می کند که هرعامل شامل 6 بعد است، یعنی عناصری از صفت موردنظر که برای توصیف کلی از آن، با هم همگرا هست (Panayiotou et al, 2004)
با توجه به پیچیدگی و طولانی بودن NEO-PI-R ، با عنوان «پرسشنامه 5 عاملی» (NEO-Five Factor Inventory) (NEO-FFI) طراحی شد. این پرسشنامه شامل 60 ماده است که براساس تحلیل عاملی نمرات NEO-PI که در سال 1986 اجرا شده بود، به دست آمده است. در این پرسشنامه برای هر عامل، 12 آیتم وجود دارد که این آیتم ها با توجه به دارا بودن بیشترین بار عاملی در ارتباط با صفت موردنظر، انتخاب شده اند. عامل ها عبارتند از: روان آزرده گرایی (Neuroticism) (پایداری عاطفی)، برون گرایی (Extroversion)- (درون گرایی)، پذیرا بودن (Openness)- (پرده پوشی)، توافقی بودن (Agreeableness)- (ستیزه جویی) و مسئولیت پذیری (Conscientiousness)- (بی مسئولیتی). پاسخ دهی به این آیتم ها در قالب مقیاس لیکرتی 5 درجه ای (کاملاً مخالف، بی تفاوت، موافق، کاملا موافق) امکان پذیر است (Costa, Jr & McCrae, 1992)
پرسشنامه شخصيتي NEO-FFI توسط مك كري و كاستا روي 208 نفر از دانشجويان آمريكايي به فاصله سه ماه اجرا گرديد كه ضرايب اعتبار آن بين 83/0 تا 75/0 به دست آمده است
پرسشنامه فرسودگي شغلي ماسلاچ
ماسلاچ و همكاران (2001) معتقدند تنها ابزاري كه مي تواند ابعاد فرسودگي شغلي را مورد سنجش قرار دهد پرسشنامه فرسودگي شغلي ماسلاچ يا MBI است .در بسياري از پژوهش هاي مربوط به فرسودگي شغلي چه در خارج كشور چه در داخل كشور اين ابزار مورد استفاده قرار گرفته است. فرم اوليه MBI که شامل 47 سوال بود و داراي مقياس دو گانه فراواني و شدت بود، روي نمونه اي 605 نفري ( 56 درصد مرد و 44 درصد زن) اجرا شد. اين افراد كاركنان مشاغل اجتماعي خدماتي و بهداشتي بودند شامل: پليس، معلم، پرستار، مددكار اجتماعي، روانپزشك، پزشك و مديران مؤسسات بعد از سپردن داده هاي بدست آمده به تحليل عوامل ده عامل هم براي فراواني و هم براي شدت بدست آمد. با توجه به چند معيار از جمله بار عاملي و همبستگي هر سؤال با نمره كل آزمون 22 سؤال ضعيف از 47 سؤال حذف شد و تعداد سؤالات آزمون به 25 رسيد. آزمون جديد كه شامل 25

سؤال بود روي نمونه اي420 نفري ( 69 درصد زن و 29 درصد مرد) اجرا شد. مشاغل اين افراد عبارت بود از: پرستار، معلم، مددكار اجتماعي، مشاور، كاركنان بهداشت رواني، كاركنان خدماتي ادارات و مديران اجرايي مؤسسات نتايح تحليل عوامل داده هاي حاصل از اين مطالعه همانند مطالعه قبل بود و به همين دليل داده هاي هر دو مطالعه تركيب شد و داده هاي نمونه اي 1025 نفري مورد تحليل قرار گرفت. حاصل اين تحليل بدست آمدن چهار عامل بود. اين چهار عامل عبارتند از 1- خستگي هيجاني 2- عملكرد شخصي (احساس عدم موفقيت فردي ) 3- مسخ شخصيت 4- درگيري.

از مجموع 25 سوال، 9 (1 تا 9)، به خستگي عاطفي، 8 سؤال (10 تا 17) به احساس عدم موفقيت فردي ، 5 سوال (18 تا 22) به مسخ شخصيت و 3 سؤال (23 تا 25) به درگيري اختصاص يافت

یافته ها

آمار توصیفی اطلاعات دموگرافیک افراد نمونه

ابتدا به بررسی اطلاعات توصیفی جمعیت پاسخ‌دهندگان بر حسب جنسیت، سن، سابقه اشتغال و سمت پرداخته می‌شود

وضعیت افراد پاسخ‌دهنده به لحاظ جنسیت

جنسیت فراواني درصد
مرد 89 48.1
زن 96 51.9
مجموع 185 100.0

جدول ‏4‑1: فراوانی و درصد فراوانی اعضای نمونه بر اساس جنسیت

نمودار ‏4‑1: وضعیت افراد پاسخ‌دهنده به لحاظ جنسیت

باتوجه به نمودار فوق، 52٪ از افراد نمونه آماری مرد و بقیه زن بوده اند.

وضعیت افراد پاسخ‌دهنده به لحاظ سن و سابقه اشتغال

میانگین میانه انحراف معیار کمترین مقدار بیشترین مقدار
سن 35.34 36.00 6.806 24 54
سابقه اشتغال 9.05 8.00 5.605 0 22

وضعیت افراد پاسخ‌دهنده به لحاظ سمت

نوع قرارداد فراواني درصد
سوپروایزر و انترن 45 24.3
پرستار 96 51.9
پزشک 44 23.8
کل 185 100.0

جدول ‏4‑2: فراوانی و درصد فراوانی اعضای نمونه بر اساس سمت

نمودار ‏4‑2: وضعیت افراد پاسخ‌دهنده به لحاظ سمت

بیش از نیمی از پاسخ دهندگان پرستار بوده اند

بررسی پایایی پرسش‌نامه ها

در این پژوهش به منظور شناسایی پایایی پرسش‌نامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه شخصیتی برابر با 935/0 و برای پرسشنامه فرسودگي شغلي از جنبه فراوانی 975/0 و از جنبه شدت 970/0 و بیش از مقدار 7/۰ به دست آمد. در نتیجه پایایی هر دو پرسش‌نامه مورد تایید قرار گرفت

تحلیل استنباطی یافته‌ها

در اين پژوهش به منظور پاسخگویی به سوالات تحقيق و يافتن روابط خاص ميان متغيرهاي جامعه از معادلات ساختاری استفاده می شود

مدل برآورد شده با استفاده از نرم افزار لیزرل به این صورت است

شکل1: مدل اصلی تحقیق در حالت تخمین ضرایب استاندارد

هر متغير در سيستم مدل معادلات ساختاري می‌تواند هم به عنوان يك متغير درون زا و هم يك متغير برونزا در نظر گرفته شود. متغير درون زا متغيري است كه از جانب ساير متغيرهاي موجود در مدل تأثير می‌پذیرد. در مقابل متغير برونزا متغيري است كه هیچ‌گونه تأثيري از ساير متغيرهاي موجود در مدل دريافت نمی‌کند بلكه خود تأثير می‌گذارد

در این مدل متغیر شخصیت، متغیر برونزا(مستقل) و فرسودگی شغلی متغیر درونزا (وابسته) می‌باشند. در این نمودار اعداد و یا ضرایب به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته‌ی اول تحت عنوان معادلات اندازه گیری هستند که روابط بین متغیرهای پنهان (بیضی) و متغیرهای آشکار (مستطیل) می‌باشند. این معادلات را اصطلاحاً بارهای عاملی18 گویند. دسته‌ی دوم معادلات ساختاری هستند که روابط بین متغیرهای پنهان و پنهان می‌باشند و برای آزمون فرضیات استفاده می‌شوند. به این ضرایب اصطلاحاً ضرایب مسیر19 گفته می‌شود

بر اساس بارهای عاملی، شاخصی که بیشترین بار عاملی را داشته باشد، در اندازه گیری متغیر مربوطه سهم بیشتری دارد و شاخصی که ضرایب کوچک‌تری داشته باشد سهم کمتری را در اندازه گیری سازه مربوطه ایفا می‌کند

براین اساس «برون گرایی» بیشترین سهم را در اندازه گیری شخصیت دارد. همچنین «درگیری» بیشترین سهم را در اندازه گیری فرسودگی شغلی دارد

شکل 2: مدل معادلات ساختاری در حالت معناداری(t-value)

نمودار2 مدل معادلات ساختاری تحقیق را در حالت معناداری ضرایب (t-value) نشان می‌دهد. این مدل در واقع تمامی معادلات اندازه گیری (بارهای عاملی) و معادلات ساختاری را با استفاده از آماره t، آزمون می‌کند

برای آنکه نشان دهيم اين مقادير به دست آمده تا چه حد با واقعيت های موجود در مدل تطابق دارد بايد شاخص های برازش مورد مطالعه قرار گيرد. اگر مقدار آماره‌ی t خارج از بازه 96/1- تا 96/1+ قرار گیرد، مدل در حالت معناداری، نشان می دهد که تمامی ضرایب مسیر در سطح اطمینان 95% معنادار هستند. در این تحقیق مقادير محاسبه شده t برای هر يک از ضرایب مسیر هر نشانگر با سازه يا متغير پنهان خود، به جز متغیر روان آزرده گرایی، بالای 96/1 است. لذا می توان وجود رابطه معنادار بین این متغیرها را تایید کرد

همچنین به منظور تحلیل ساختار پرسشنامه ها و کشف عوامل تشکیل دهنده هر سازه از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. بارهای عاملی مربوط به سازه‌ های مدل همگی در سطح خطای 5 درصد آزمون شده‌اند، تمامی بارهای عاملی در سطح اطمینان 95% معنادار شده‌اند (آماره های t خارج بازه 96/1- تا 96/1+ قرار گرفته‌اند) و توانسته‌اند سهم معناداری در اندازه گیری سازه های مربوطه ایجاد کنند. شاخصی که بار عاملی بالاتری داشته باشد، سهم بیشتری در اندازه گیری سازه مربوطه ایفا کرده است. در این تحقیق مقادير محاسبه شده t برای هر يک از بار های عاملی هر نشانگر با سازه يا متغير پنهان خود بالای 96/1 است. لذا می‌توان همسويی سوالات پرسشنامه برای اندازه گيری مفاهيم را در اين مرحله معتبر نشان داد. در واقع نتایج فوق نشان می‌دهد آنچه محقق توسط سوالات پرسشنامه قصد سنجش آنها را داشته است توسط اين ابزار محقق شده است. لذا روابط بين سازه ها يا متغيرهای پنهان قابل استناد است

تفسير و تعبير مدل20

نام شاخص برآوردهای مدل اصلی حد مجاز
(كاي دو بر درجه‌ي آزادي) 06/2 کمتر از 3
GFI(نيكويي برازش) 94/0 بالاتر از 9/0
RMSEA(ريشه ميانگين مربعات خطاي برآورد) 076/0 کمتر از 09/0
CFI (برازندگي تعديل يافته) 98/0 بالاتر از 9/0
NFI(برازندگي نرم شده) 96/0 بالاتر از 9/0
NNFI(برازندگي نرم نشده) 97/0 بالاتر از 9/0
IFI (برازندگي فزاينده) 98/0 بالاتر از 9/0

جدول5 : شاخص‌های برازش مدل

به طور كلي در كار با برنامه ليزرل، هر یک از شاخص‌های بدست آمده براي مدل به تنهايي دليل برازندگي مدل قطعيت وجود ندارد و در برخی منابع برای نسبت آماره کای دو به درجه آزادی اش، مقدار زير 3 قابل قبول است که در مدل این تحقیق اين مقدار 06/2 محاسبه شده است. معيار GFI نشان دهنده اندازه ای از مقدار نسبی واريانس ها و کواريانس ها می باشد که توسط مدل تبيين می شود. اين معيار بين صفر تا يک می باشند که هرچه به عدد يک نزديکتر باشد، نيکويي برازش مدل با داده های مشاهده شده بيشتر است. مقدار GFI گزارش شده برای مدل مقدار 94/0است. ريشه دوم ميانگين مجذور پسماندها يعني تفاوت بين عناصر ماتريس مشاهده شده در گروه نمونه و عناصر ماتريس‌هاي برآورد يا پيش‌بيني شده با فرض درست بودن مدل مورد نظر است. برای بررسی اينکه يك مدل به خصوص در مقايسه با ساير مدل‌هاي ممكن، از لحاظ تبيين مجموعه‌اي از داده‌هاي مشاهده شده تا چه حد خوب عمل مي‌كند از مقادير شاخص نرم‌شده برازندگي (NFI)، شاخص نرم‌نشده برازندگي (NNFI)، شاخص برازندگي فزاينده (IFI) و شاخص برازندگي تطبيقي (CFI) استفاده شده است. مقادير بالای 9/0 اين شاخص ها حاکی از برازش بسيار مناسب مدل طراحی شده در مقايسه با ساير مدل های ممکنه است. در نهايت برای بررسی اينکه مدل مورد نظر چگونه برازندگي و صرفه‌ جويي را با هم تركيب مي‌كند از شاخص بسيار توانمند ريشه دوم برآورد واريانس خطاي تقريبRMSEA استفاده شده است. شاخص RMSEA، ريشة ميانگين مجذورات تقريب می باشد. اين شاخص برای مدل های خوب 05/0 و کمتر است در اين پژوهش برای مدل تحقیق (076/0) برآورد شده است

همانطور که مشخصه های برازندگی در مدل و جدول فوق نشان می دهد، داده های اين پژوهش با ساختار عاملی و زيربنای نظری تحقيق برازش مناسبی دارد و اين بيانگر همسو بودن سوالات با سازه های نظری است

تحلیل فرضیه های تحقیق

نوع دیگر از روابط بین متغيرهاي مكنون در مدل معادلات ساختاري از نوع اثر مستقيم21 می‌باشد. اثر مستقيم در واقع يكي از اجزاء سازنده مدل‌های معادلات ساختاري است و رابطه جهت داري22 را ميان دو متغير نشان می‌دهد. اين نوع اثر در واقع بيانگر تأثیر خطي عليّ فرض شده يك متغير بر متغير ديگر است. در درون يك مدل هر اثر مستقيم، رابطه‌اي را ميان يك متغير وابسته و متغير مستقل، مشخص و بيان می‌کند. اگرچه يك متغير وابسته در يك اثر مستقيم ديگر می‌تواند متغير مستقل باشد و برعكس. نتایج حاصله از این روش به قرار زیر است

بررسی فرضیه اصلی تحقیق

بین 5 عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد

فرضیه اصلی ضریب مسیر(β) آماره t ضریب تعیین کل نتیجه فرضیه محقق
5 عامل بزرگ شخصیت ← فرسودگی شغلی 09/0- 16/2 34/0 تایید می گردد

جدول5: ضرایب مسیر، آماره t و نتیجه فرضیه اصلی تحقیق

بر اساس جدول فوق اثر 5 عامل بزرگ شخصیت بر فرسودگی شغلی دارای ضريب مسير 09/0- است که دارای مقدارt، 16/2 می باشد. مقدار t برای اين پارامتر (طبق قاعده خطای پنج درصد در ناحیه رد فرض صفر برای مقادير خارج بازه 96/1 تا 96/1- هر پارامتر مدل)، بزرگتر از 96/1 محاسبه شده است. لذا می توان بيان نمود که فرضیه اصلی تحقیق با 95 درصد اطمينان پذیرفته می شود، به عبارت دیگر بین 5 عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد

بررسی فرضیات فرعی

ضرایب مسیر و مقادیر آماره t مولفه ها در جدول زیر آورده شده است

فرضیات فرعی ضریب مسیر(β) آماره T
روان آزرده گرایی فرسودگی شغلی 03/0 75/0
برون گرایی فرسودگی شغلی 34/0- 22/7
پذیرا بودن فرسودگی شغلی 47/0- 33/11
توافقی بودن فرسودگی شغلی 59/0 34/14
مسئولیت پذیری فرسودگی شغلی 62/0- 94/10

جدول6: ضرایب مسیر، آماره t و نتیجه فرضیات فرعی تحقیق

با توجه به مدل ساختاری و جدول6 که تمامی ضرایب به جز روان آزرده گرایی را معنادار نشان داد، فرضیه های فرعی تحقیق مبنی بر وجود رابطه معنادار بین 5 عامل بزرگ شخصیت و فرسودگی شغلی (به جز فرضیه اول که وجود رابطه بین روان آزرده گرایی و فرسودگی شغلی را بررسی می کند) تایید می گردد

با توجه به مقادیر ضریب مسیر می توان گفت از بین متغیرهای 5 عامل بزرگ شخصیت، به ترتیب مسئولیت پذیری(به صورت معکوس)، توافقی بودن، پذیرا بودن(به صورت معکوس)، و برون گرایی (به صورت معکوس) بیشترین تاثیر را بر فرسودگی شغلی داشته اند

مقدار ضریب تعیین(R Square) نشان می دهد که 5 عامل بزرگ شخصیت، روی هم رفته می تواند 34٪ از تغییرات فرسودگی شغلی را نشان دهد

جمع بندی

نتايج حاكي از آن است كه بين مسئولیت پذیری و فرسودگي شغلي رابطه معكوس معنادار وجود دارد. يعني افرادي كه وظيفه شناسي بالايي دارند كمتر دچار فرسودگي شغلي مي شوند. اين نتايج با نتايج تحقيق كانوگارسيا و همكاران ( 2004 ) همخواني دارد

نتايج تحقيق حاضر نشان داد كه بين ويژگي برون گرايي و فرسودگي شغلي رابطه معكوس معنادار وجود دارد، به اين معني افرادي كه در برون گرايي نمره پاييني كسب مي كنند از فرسودگي شغلي بالايي برخوردارند. تحقيقات انجام شده درزمينه فرسودگي شغلي و برونگرايي همين نتيجه را گزارش كرده اند (فونتانا و ابوسري ، 1993 ، ميلز و هوبنر ، 1998 ، و مهاجر، 1382). بريچ ( 2002) نيز نشان داد بين برون گرايي با پيشرفت فردي رابطه معناداري وجود دارد .كانو گارسيا و همكاران(2004) نشان دادند كه نمرات بالا در فرسودگي شغلي با درجات بالايي از درون گرايي همراه است. از آنجايي كه افراد برونگرا، اجتماعي، در عمل قاطع، فعال و اهل گفتگو بوده و هيجان و تحرك را دوست دارند و اين ويژگي ها با اميدواري به موفقيت در آينده و علاقه به صنعت و كار همراه است (كاستا، مك كري و هولند 1984)، بنا براين افراد برون گرا فرسودگي كمتري را تجربه مي كنند و وجود رابطه بين برون گرايي با پيشرفت فردي قابل توجيه است

همچنين رابطه بين توافقی بودن و فرسودگي شغلي معكوس و معني دار به دست آمد. يعني افرادي كه توافقی بودن كمتري دارند از فرسودگي شغلي بالاتري برخوردارند. اين نتيجه با تحقيق گارسيا (2006) همخواني دارد كه بيان كرد افرادي كه سطح پاييني از سرسختي (درگيري با فعاليت هاي روزانه، احساس كنترل به رويدادها و پذيرا بودن تغييرات) را نشان مي دهند نمرات بالاتري در فرسودگي شغلي دارند. فرد سازگار اساساً نوع دوست است، با ديگران احساس همدردي مي كند و مشتاق به كمك به آنان است و اعتقاد دارد كه ديگران نيز با او همين رابطه را دارند. در مقايسه، شخص ناسازگار خود محور بوده و به قصد و نيت ديگران مظنون است و بيشتر اهل رقابت است تا همكاري. با توجه به اين ويژگي ها، منطقي است كه فرسودگي آنها كمتر باشد

 

منابع

جلالی فراهانی، مجید؛ سید نصرا… سجادي، ابراهیم علیدوست قهفرخی، یوسف اسلامی، 1390، ارتباط بین ابعاد شخصیت و تحلیل رفتگی شغلی معلمان مرد تربیت بدنی شهر زنجان، پژوهش هاي مدیریت ورزشی و علوم حرکتی، سال اول – شمار ة 1 – تابستان 1390

Green have, J. H., (1975). Mental health performance journalof applied psychology , 59 , 122-126.

Avia M.D., Sanches-Benardos, S. M. L., Martinez- Arias, M. R. M., Silva, F. & Grana, J. L. (1995) The five factor model- II.Relations of the NEO-PI with other personality variables. Personality and Individual Differences, 19, 81-97.

Goldberg L.R. (1993) The structure of phenotypic personality traits. American Psychologist, 48, 26-34.

Costa P.T., Jr & McCrae R.R. (1992) Reply to Eysenck. Personality and Individual Differences, 13, 861-865.

Panayiotou G., Kokkinos C.M., & Spanoudis G. (2004) Searching for “Big Five” in a Greek context: the NEOFFI under the microscope.

Constable, C. J. & Russell, D. W. (1986). The effect of social and the work environment upon burnout among nurses. Journal of Human Stress, 20- 26.

Garrosa, E., Moreno-Jimenze, B., Liang, Y. & Gonzalez, J. I. (2006). The relationship between socio-demographic variables, job burnout, and hardy personality in nurses: an exploratory study. International Journal of Nursing studies.

Maslach, C. (1998). A multi dimensional theory of burnout In theories of organizational stress, C. L. Cooper, PP. 68-85. Oxford, UK: Oxford univ.press.

Maslach, C., Schaufeli, W. B. & Leiter, M. D. (2001). Job bumout. Annuol Review of Psychology, 52: 397-422.

Maslach, C. H. And Lieter, M. P. (2008). Early predictors of job burnout and engagement. Journal of Applied Psychology, 93 (3) : 498-512.

Pareek, U.(1982). Executive slow up and burnout. Summary of Larsen & Tourbro lecture, Indian Institute of Management. Ahmedabed.

1 Green have

2 Alport

3 Hillgar

4 Taylor,A. & Macdonald,D.

5 Gallton

6 Professional burn out

7 Maslach

8 Jackson

9 Emotional exhaustion

10 Depersonalization

11 Decreased personal accomplishment

12 Schaufeli

13 Marek

14 Maslach, C. H. Lieter, M. P.

15 Poreek, U.

16 Constable, C. J.

17 Garrosa, E

18 Loading factor

19 Path coefficient

201 Model Interpretation

21 Direct Effect

22 Directional

 

وسواس

تعریف وسواس و افکار مزاحم

وسواس یک فشار فکری است برای ادامه یک فکر یا یک عمل که فرد به غیر منطقی بودن آن واقف است اما قادر به توقف آن نیست . به عبارتی وسواس دو نوع است

1.وسواس فکری و آن یعنی فکری که فرد علی رغم میل خود مرتبادر ذهن خود به آن مشغول است و قادر به رهایی از آن نیست و همیشه سعی دارد به نتیجه ای برسد که چنین نتیجه ای هیچ وقت حاصل نمی شود. در نتیجه فرد در مسایل و امورات زندگی خود نمی تواند هیچ تمرکزی داشته باشد. وسواس فکری می تواند در ارتباط با وقایع گذشته و یا کارهایی که در حال حاضر در دست اقدام دارد را شامل شود اما هیچ وقت به هیچ نتیجه عملی نرسد. نمونه هایی از افکار وسواسی میتوانند افکار مداوم در مورد اتفاقات ناگوار، نگرانی در مورد مرگ نزدیکان و عزیزان، در ذهن خود مرتباصلوات فرستادن به این دلیل که مبادا کم باشد و یا درست صلوات نفرستاده باشم، ضرب یا تفریق اعداد در ذهن بطور مکرر اما بدون قانع شدن، و غیره. بنابراین وسواس فکری یعنی یک فشار حسی و یا یک حس اجباری که باعث می شود فرد وسواسی افکاری را بدون نتیجه ادامه بدهد و معمولابسختی قادر به توقف آن هستند، و شاید هم هیچ وقت نتوانند آن را متوقف کنند در نتیجه بیشتر تسلیم آن گردند.

2.وسواس فکریعملی یعنی فشار فکری (اجبار) که فرد را به انجام و یا تکرار یک عمل وا می دارد. شستن دست به کرات با وجود اینکه می داند این عمل غیر منطقی است اما قادر به توقف آن نیست. گاهی اوقات یک فرد وسواسی ساعتهای طولانی در حمام می ماند. گاهی اوقات وسواس فکری عملی بسیار خطرناک است مثل وسواس اقدام به خود کشی و دگر کشی.

علل وسواس (فکری یا عملی)

اگر چه عوامل ژنتیکی در همه اختلالات و بیماریهای جسمانی و روانی زمینه ساز است اما کمتر بیماری است که به خودی خود بروز نمایند مگر آنکه عوامل آشکار سازی وجود داشته باشند تا بیماری بروز نماید. به اعتقاد من از جمله عوامل وسواس افسردگی است و خود افسردگی هم به دلیل وقایع تلخ و ناگوار زندگی، عدم اعتماد به نفس و کمرویی و همچنین طرز تفکر و توقعات فرد از محیط می تواند عامل بوجود آورنده وسواس باشد.

 

پیآمدهای وسواس

تصور کنید فردی که هجده ساعت در حمام به شستشوی خود مشغول است. و یا فردی به این دلیل که حتی اگر از یک متری سطل آشغال رد شود احساس می کند که ممکن است نجس یا کثیف شود هیچ وقت منزل را ترک نکند. و یا خانم خانه داری پس از یک مهمانی همه لوازم را باید بشوید. و موارد اینچنینی بسیار. بنابراین پی آمد وسواس بمعنی تخریب زندگی خود فرد و اختلال و سلب آسایش و آرامش برای دیگران می باشد. و بسیار پی آمدهای مخرب دیگر که شرایط بیماری را وخیم تر و بدتر می کند.

 

خجالت

 

Shy-boy-000014131073_Full

خجالت و ترسهای اجتماعی

خجالت یک حالت روانی است که فرد در بیان احساسات و خواسته های خود در بعضی از جمع ها دچار ترس و عدم تعادل روانی و جسمانی می گردد. برای مثال ترس از وارد شدن در جمعی که تعدادی افراد آشنا و یا ناآشنا در آنجا حضور دارند. در واقع میتوان با چنین تعریفی خجالت را مترادف با ترس دانست(در این جا خجالت زیر مجموعه ترس میباشد. در واقع ترس معانی وسیعتری را دارا میباشد.). خجالت را میتوان به نوعی عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی دانست.

علل خجالت و ترس از جمع:

علت ترس و یا خجالت در جمع و ابراز وجود در آن بر می گردد به تجربیات تلخ گذشته و تربیت دوران کودکی فرد. افرادی که در دوران کودکی والدین خشن و سختگیر داشته اند و آن والدین در تربیت کودکان خود از آداب و معاشرت سختگیرانه استفاده نموده اند مستعد خجالت و ترس در جمع می شوند. البته کودکانی که در کودکی بسیار مودب می باشند و به دلیل مودب بودنشان از ابراز وجود خودداری می نمایند و والدین سختگیر اینگونه رفتارها را جزء ویژگیهای مثبت کودکان خود می نامند نیز ممکن است اینگونه رفتارها را در آینده از خود بروز دهند.

پیامدها و عواقب خجالت و ترس از جمع

درنتیجه،خجالت و پیامدها و عواقب خجالت و ترس از جمع باعث از بین رفتن اعتماد به نفس و خود باوری فرد شده در نتیجه باعث توقف پیشرفت اجتماعی او می شود .

افرادی که دارای مشکل خجالت در جمع و یا سوشیال فوبیا هستند با توجه به شخصیت شان علائم متفاوتی را از خود در روابط اجتماعی نشان می دهند . بطور کلی علائم فیزیولوژیکی و روانی زیادی وجود دارد . برای مثال عرق کردن دل پیچه لرزش اندام بی حس شدن از دست دادن تمرکز حواس دچار لکنت شدن گر گرفتن کلافه شدن و غیره. در نهایت افرادی که دارای خجالت، ترس از جمع و یا عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی می باشند دچار اختلالات عاطفی و رفتاری گوناگونی چون افسردگی، استرس و اضطراب، اعتیاد و غیره می شوند.

درمان خجالت و ترس از جمع

بسیاری از افرادی که دارای خجالت و ترس از جمع هستند و یا به عبارتی اعتماد به نفس لازم در ابراز وجود در روابط اجتماعی را ندارند و دچار استرس و اضطراب میگردند . فنون درمانی روانشناسی چون شناخت درمانی، رفتار درمانی و روانکاوی میتواند به فرد کمک نماید تا نسبت به مشکلات خویش شناخت پیدا کرده و راهبردهایی را برای کاهش اضطراب خویش بکار گیرد.

 

اعتماد به نفس

 

Superhero-000053022174_XXXLarge

اعتماد به نفس چیست ؟

عزت نفسیک منبع انرژی است. یک چتر وسیعی است کهاعتماد به نفس زیر سایه آن است . اعتماد به نفس یعنی دیدن خود به عنوان فردی توانا با کفایت دوست داشتنی و منحصر به فرد.

منحصر به فرد یعنی با توجه و در نظر گرفتن تفاوتها ی فردی به تعبیر دیگر اعتماد به نفس یعنی ان احساس و شناختی که از توانایی ها و محدودیت های بیرونی و درونی خود دارید.

بنا براین وقتی که اعتماد به نفس و خود باوری خود را بر اساس آن که و آن چه به راستی هستید و نه بر اساس موفقیت ها و دست یا بی ها یا شکست ها و ناکامی های خود بنا می کنید چیزی را در خود خلق می نمایید که هیچ کس و هیچ چیز یارای گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهیم بالا می توان گفت که اعتماد به نفس واقعی همواره در درون خود شما تولید می شود نه از بیرون . اعتماد به نفس واقعی زاییده ی تعهد شما به خودتان است . این تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهید داد تا به خواسته ها و نیازهایتان برسید.

عدم اعتماد به نفس

عدم اعتماد به نفس عبارت است از فقدان توانایی در ابراز توانمندیها و لیاقتهای فرد علی رغم دارا بودن آن تواناییها تعریف نمود.

عدم اعتماد به نفس در همه افراد می تواند دیده شود، برای مثال دختر زیبایی که علی رغم زیبا بودن در چشم دیگران باز هم خود را زیبا نمی داند . یا ورزشکاری که علاوه بر توانمندیهای جسمانی و فنی، خود را در مقابل حریف ضعیف می بیند. و یا دانشجویی که علیرغم تسلط بر مطالب درسی سر کلاس جرات پاسخ دادن به سوالات را ندارد. معمولاً کمبود اعتماد به نفس افراد در جنبه های بخصوص هر فرد است. به طور مثال، آنها که از لحاظ ظاهر اعتماد به نفس ندارند، زندگی اجتماعی برایشان بسیار دشوار خواهد شد. این افراد تصور خواهند کرد که در مجامع عمومی کسی به آنها توجه نمی کند و مجبور می شوند که از اول تا آخر مجلس در گوشه ای تنها بنشینند.

در زندگی زناشویی ،عدم اعتماد به نفس مشکلات فراوانی ایجاد می کند. ممکن است شخص در رابطه ای که می داند بسیار برای وی ناسالم است باقی بماند. با این تصور که قادر نیست این وضعیت را بهبود بخشد.

عدم اعتماد به نفس در زندگی شغلی اشخاص هم تاثیر منفی بگذارد. کمبود اعتماد به نفس منجر به فقدان انگیزه و علاقه در فرد برای پیشرفت خواهد شد.

فرد فاقد اعتماد به نفس ممکن است از انجام همه کارها سر باز زند و بی هدف باشد فقط به این دلیل که تصور میکند که توانایی انجام کاری را ندارد. اما الان دیگر زمانش رسیده است که این رویه را تغییر داده و این را باور کنید که شما قادر به انجام هر کاری که می خواهید هستید.

دلایل عدم اعتماد به نفس

بیشترین ویژگیهای شخصیت ما از دوران کودکی شکل میگیرد. بنابراین از جمله عوامل شکل دهنده شخصیت ما بایدها و نبایدها، تایید و یا عدم تایید رفتارهای ما، تنبیه ها و تشویق ها، تحسین و تمجید، تعریف و تحقیر،… می باشد که توسط اطزافیان از جمله خانواده و والدین بر ما اعمال می گردد. بنابراین عدم اعتماد به نفس یا اعتماد به نفس کاذب ریشه در دوران کودکی و تربیت گذشته فرد دارد. ترس پنهانی از عدم موفقیت – احساس گناه بضي از افراد بابت هر موضوعي خودشان را سرزنش مي‌كنند و اين سرزنش‌هاي هميشگي قاتل اعتماد به نفس آن‌هاستدليل دیگر شايع نداشتن اعتماد به نفس، انتظارات غيرواقعي است. اگر از خودتان بيش از توانايي‌ها و فرصت‌هايي كه در اختيارتان است انتظار داشته باشيد بايد بگوييم با اين كار ضربه بزرگي به اعتمادبه‌نفس‌تان مي‌زنيد.

پیامدها و عواقب پیامدهای عدم اعتماد به نفس بسیار است. شخصی که فاقد اعتماد به نفس می باشد در واقع قدرت ابراز وجود، توانایی احقاق حق، توانایی در ابراز علاقه و بیان احساسات و غیره را ندارد. در نتیجه احساس سر خوردگی، خود کم بینی و احساس پریشانی مینماید، که این همان افسردگی است. در واقع یکی از عوامل اصلی و درجه یک اختلالات افسردگی، اضطراب، وسواس، و غیره که این درمانگر در طول دوران کاری در بیماران خود مشاهده نموده است عدم اعتماد به نفس میباشد. از دیگر پیامدهای عدم اعتماد به نفس عبارتند از:

همواره خودشان را مورد انتقاد قرار ميدهند. وموقع صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود نگاه نميكنند.

در پذيرش تعريف و تمجيدها و تعارفاتي كه به آنان ميشود مشكل دارند

معمولا احساس ميكنند قرباني رفتار ديگران هستند

احساس تنهايي ميكنند حتي زماني كه در يك جمع قرار دارند

احساس خلاء و پوچي ميكنند

احساس ميكنند با ديگران تفاوت دارند

احساس افسردگي، گناه و شرمساري دارند

نسبت به تواناييهاي خود عدم خودباوري

از موقعيتهاي نو و جديد مي هراسند

از شكست وموفقيت مي هراسندمرتبا سعي در راضي نگاه داشتن ديگران دارند

عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند

در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهاي ديگران (خواه واقعي، خواه واهي) بسيار آسيب پذير می باشند.

قادر به بيان خواسته ها و نيازهاي خويش نميباشند

معمولا عصباني و پرخاش گر ميباشند.

 

اضطراب و درمان آن

 

run-for-life-000044675552_Large

 اضطراب و انواع آن

همه ما در طول زندگی خود حداقل یکبار اضطراب را تجربه کرده ایم،اگرچه این اضطراب به حدی نبوده که نیاز به روانشناس یا روانپزشک داشته باشد. اضطراب به طور مستقیم با ترس از آسیب همراه است. هنگامی که ما با تهدید فیزیکی که می تواند آسیب جسمی جدی یا مرگ را به دنبال داشته باشد مواجه می شویم ، به صورت روانی و جسمی به این موقعیت پاسخ می دهیم. این پاسخ را پاسخ مقابله یا گریز می نامند. در یک بحران تهدید کننده ی زندگی، این پاسخ مبارزه یا مقابله می تواند زندگی ما را نجات دهد. در جهان متمدن ما ، تهدید فیزیکی جدی ممکن است وجود نداشته باشد. در عوض، ما با مشکلات پیچیده ی زندگی مواجهیم. این مشکلات یک تهدید است، اما معمولا یک تهدید فیزیکی نیست. ما ممکن است با از دست دادن شغل، داشتن ازدواج ناموفق، و یا شکست تحصیلی فرزندان در مدرسه مواجه باشیم. این مشکلات بیشتر تاثیر روانی دارد.

اضطراب در مورد مشکل به ما هشدار می دهد و ما را برای حل آن تشویق میکند زیرا میخواهیم این اضطراب را از خود دور سازیم. اگر هرگز در مورد هیچ چیزی احساس اضطراب نکنیم ، انگیزه کمی برای پاسخ به مشکلات خواهیم داشت ، تا زمانی که با یک بحران واقعی مواجه شویم. اضطراب عادی نشانه ای از یک اختلال روانی نیست ، چرا که همه ما آن را تجربه کرده ایم و به ما کمک میکند زندگی خود را مدیریت کنیم و به مشکلات خود پاسخ مناسبی بدهیم. اما اختلالات اضطرابی هنگامی رخ می دهد که شما نسبت به مسائل کوچک زندگی نیز اضطراب و دلهره ی شدید داشته باشید. و یا هنگامی که اضطراب هرگز از بین نمی رود، و با حل مشکلات باز هم تداوم می یابد باید کمی جدی تر به آن نگاه کرد. مشکلات اضطراب بسیار رایج است. شیوع اختلالات و بیماری های اضطرابی بر اساس نوع متفاوت است. استفاده از دارو برای مدیریت اضطراب بسیار معمول است، اما متاسفانه این دارو ها بدون روان درمانی موثر نیستند. در واقع، بسیاری از داروهای ضد اضطراب ایجاد وابستگی در فرد می کنند و علایم ترک اغلب شبیه به علائم اضطراب هستند. این داروها بدون از بین بردن علت ،فقط عوامل را کنترل می کنند.

اضطراب انواع مختلفی دارد

اختلال هراس ،اضطراب اجتماعی ،ترس های خاص ، اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر، اختلال تنش زای پس از رویداد، اختلال وسواس جبری از جمله ی آنها هستند.

اختلال هراس

افراد مبتلا به این بیماری دچار ترس و وحشتی می شوند که به طور ناگهانی و بارها و بارها بدون هشدار رخ می دهد.این حملات 15 تا 30 دقیقه طول می کشد ولی اثرات آن ممکن است تا مدتها باقی بماند. اختلال هراس را از دو راه می توان تشخیص داد: 1) یک فرد حداقل تجربه ی 2 حمله ی هراس مکرر و ناخواسته را داشته باشد. 2) بعد از حداقل یک ماه از اولین حمله ، فرد نگران است که حمله ی دیگری رخ دهد. دیگر نشانه های این نو ع ترس شامل عرق کردن، درد قفسه سینه، تپش قلب (معمولا ضربان نامنظم قلب)، و احساس خفگی، که ممکن است باعث شود فرد احساس حمله ی قلبی کند.

اضطراب اجتماعی

اضطراب یا ترس اجتماعی ، اضطرابی است که در آن ترس همیشگی و پایدار از موقعیت های اجتماعی در شخص وجود دارد. ترس و شرمساری از اشتباه کردن ،ترس از مورد داوری قرار گرفتن ، ترس از صحبت کردن در جمع از این نوع است . این بیماران از موقعیتهایی که باید با مردم ارتباط برقرار کنند اجتناب می کنند و این کار در گذر زمان باعث انزوای آنها می شود. 10 درصد از جمعیت جهان دچار ترس و اضطراب اجتماعی هستند ولی هرگز به دنبال درمان نمی روند. اضطراب اجتماعی در نوجوانان بیشتر دیده می شود ولی در مورد کودکان به عنوان خجالتی بودن از آن یاد می شود. در موارد شدید از محیطهای اجتماعی به طور کل اجتناب می شود. اضطراب عملکرد ، شایع ترین نوع اضطراب اجتماعی است. روان درمانی برای درمان هراس اجتماعی ترکیبی از تکنیک ها و روشهای مختلف است. این تکنیک ها بستگی به عوامل اضطراب زا ، حملات درد آور ، و شدت علایم بستگی دارد. رفتار درمانی شامل آموزش تمدد اعصاب و حساسیت زدایی منظم است.

اضطراب یا ترس خاص

این اختلال ، ترس غیر واقعی و اغراق شده در مورد فعالیتها ، اشیا و یا موقعیتهایی است که احتمال خطر بسیار اندک است و یا اصلا وجود ندارد. ترس های شایع شامل ترس از حیوانات مانند مار ، عنکبوت ، ترس از پرواز ، ترس از ارتفاع است. متاسفانه اجتناب از ترس ، فقط آن را بدتر می کند.

اضطراب فراگیر یا منتشر

اگر نگرانی و ترس مستمر مانع از انجام کارهای روزمره ی شما شده است و اگر فکر می کنید اتفاق بدی قرار است بیفتد ممکن است دچار اختلال منتشر شده باشید. افراد مبتلا به این نوع اضطراب به طور مداوم احساس نگرانی همیشگی دارند. نشانه های فیزیکی اضطراب منتشر عبارت است از : بی خوابی ، درد شکم، بی قراری ، خستگی

اختلال وسواس جبری

مشخصه ی این نوع اختلال ، افکار یا رفتارهای نا خواسته ای است که به نطر غیر قابل کنتر ل و غیر قابل متوقف شدن می آیند. اگر این اختلال را دارید ممکن است به صورت وسواسی نگران خاموش کردن فر یا صدمه زدن به کسی باشید. یا ممکن است به خاطر شستن مکرر دستها خود را اذیت کنید.

اختلال تنش زای پس از فاجعه

این نوع اضطراب پس از یک واقعه ی آسیب زا و یا تهدید کننده رخ می دهد. نشانه های این اختلال کابوس های شبانه در مورد اتفاق، اجتناب از موقعیت هایی که یاد آور اتفاق است، می باشد.

 

مشاوره خانواده

 

Therapist-with-man,-woman-clients-during-couple-counseling-session-000059005610_XXXLarge

مشاوره خانواده و ازدواج

مشاوره، رواندرمانی و روانکاوی

در زیر تعاریف و تفاوتهای عبارات فوق را به صورت بسیار مختصر و در حد قابل فهم برای همه عزیزان ارایه می نماییم. بنابر این انتظار تعاریفی که در کتب درسی ارایه میگردد در اینجا نمی رود.

مشاوره چیست؟

مشاوره به معنی ارایه طریق و یا ارایه راه حل های مختلف با توجه به توانمندیها و شرایط فرد مشاوره گیرنده در مورد یک مشکل خاص. و یا می توان گفت مشاوره به معنی راهنمایی یک فرد برای حل یک مشکل و یا چگونگی برخورد با آن مسئله. برای مثال راهنمایی یا مشاوره به یک مادر به منظور چگونگی برخورد با کودک لجباز و یا شوهری که پس از پایان کار روزانه اش دیر به منزل میرود . در مشاوره و یا به طور کلی در هر روش روانشناسی مسولیتی متوجه مشاور و یا درمانگر نیست. بنابر این فرد مشاوره گیرنده با توجه به درک و استنباط خود باید از برداشتی که از مشاوره داشته بهره بگیرد. و البته مشاور و یا روانشناس باید فردی آگاه در علم خود و همچنین دارای وجدان اخلاقی و معتقد باشد و بر احساسات خود در هنگام مشاوره و یا درمان کنترل داشته باشد.

رواندرمانی چیست؟

مشاوره بیشتر جنبه سطحی و چگونگی حل یک مشکل و یا برخورد با یک موضوع می باشد. اما رواندرمانی مرتبط است با چگونگی افکار و اندیشه ها و احساسات و رفتارهای یک فرد. در رواندرمانی هدف ایجاد تغییراتی در افکار و احساسات و در نهایت تغییر در رفتار فرد می باشد. در رواندرمانی بیشتر با شخصیت و نگرش فرد سرو کار داریم و هدف ایجاد تغییر در طرز نگرش فرد است.

روانکاوی چیست؟

در روانکاوی روانشناس با کمک مراجعه به دنبال یافتن ریشه مشکلات فرد می باشد که بیشتر تلاشها متمرکز بر دوران گذشته و یاکودکی فرد است.

مشاوره

در این بخش ما انواع مشاوره را نام برده و مشاورههای که مرتبط با مسائل روانشناختی دارد را مورد بحث قرار می دهیم . انواع مشاوره : ، مشاوره خانواده ،مشاوره ازدواج ، مشاوره بعد از ازدواج ، مشاوره قبل از ازدواج ، مشاوره شغلی ، مشاوره جنسی ، مشاوره ژنتیک ، مشاوره تحصیلی و……..

مشاوره خانواده یعنی چه و مشاور خانواده کیست؟ :مشاور خانواده یعنی برسی نوع روابط حاکم بر خانواده و پیدا نمودن علل مشکلاتی که باعث ناراحتی اعضاء خانواده می شود و همچنین ارایه روشهای که باعث تسهیل مشکلات می شود را می توان مشاوره خانواده تعریف نمود( این تعریف فی البداهه می باشد نیاز به ویرایش دارد ) .و مشاور خانواده کسی است که دارای تخصص درزمینه روانشناسی و بهتر است مشخصا در زمینه خانواده آموزش دیده باشد ویا دارای تجربه کافی باشد.

فواید مشاوره به اعضاء خانواده بسیار زیاد است . مشاوره و حل مشکلات خانوادگی باعث بهبود کیفیت زندگی اعضاء خانواده ، افزایش عمر ، بهبود عملکرد افراد خانواده در شغل و تحصیل و در نهایت باعث جلوگیری از اختلالات روانی می گردد.

مشاوره خانوادگی:

مشکلات خانوادگی مانع تحقق استعدادهای اعضای خانواده شده و سبب بروز نابسامانیهای روانی و مشکلات رفتاری را فراهم می آورد.

: بخشی از فعالیتهای مشاوران خانوادگی

کمک به زوجین به منظور کسب درک متقابل و داشتن انتظارات معقول از یکدیگر

یاری رساندن به والدین در جهت اجتناب از شیوه های فرزند پروری استبدای ، سهل انگارانه یا تبعیض آمیز

شناخت دانش آموزانی که به دلیل مشکلات خانوادگی از خانه فرای شده اند و یا اقدام به خودکشی نموده اند کمک کند

مشاوره زوجی:

در مشاوره زوجی ،مشاور با روشهای زیر به بهبود روابط زوجین کمک می کند.

نقش مشاور در مشاوره زوجی

: درفرایند کار با زوجین مشاور کارهای ذیل را انجام می دهد

. زوجین را تشویق می کند تا به ازدواج خود واقع بینانه تر و عینی تر نگاه کنند در آغاز

به زوجین کمک می کند تا به جای مشکلات گزارش شده، مشکلات واقعی را مطرح کنند.

به زوجین کمک می کند تا هر یک سهم خود را در پیدایش تعارض مشخص کنند.

به زوجین این توانایی را میدهد که مسئولیت بخشی از پیامدها را که به خود آنها مربوط است بپذیرند.

. وفاداری و صداقت را به آنها می آموزد

به طرفین کمک می کند تا مسائل را با راه حلهای خودشان حل و فصل کنند.

به زوجین تفهیم می کند که نباید تنها یکی از دو طرف را به خاطر پیدایش مشکل در رابطه سرزنش کرد.

و برای زوجین بصورت یک آینه عمل می کند تا آنها بیاموزند که خود و رابطه خود را از یک دیگاه تازه مشاهده کنند.

مشاوره ازدواج :مشاوره روانشناسی ازدواج به مجموعه فعالیت هایی گفته میشود که بکمک آن بتوان بهترین انتخاب رادر زمینه ازدواج کرده و به دور ازمشکلات موجود ازدواجی موفق داشت. مشاوره ازدواج نیز بااستفاده از بهترین امکانات و راهکارها و با همین هدف و با استفاده از تست روانشناسی ازدواج، مشاوره قبل از ازدواج و همچنین مشاوره بعد از ازدواج سعی شده است تا تمامی مشکلات موجود جوانان چه قبل از ازدواج و چه بعد از ازدواج تحت پوشش قرار داده شود تادر کمترین زمان ممکن بهترین و مفیدترین راهنماییها به متقاضیان داده شود. تا زمینه ساز یک ازدواج موفق باشد.

مشاوره قبل از ازدواج:اولین قدم که هر فرد معمولا برای ازدواج بر میدارد صحبت کردن و آشنا شدن با کسی است که ایده آل های خود را در او میبیند . اما در این صحبت های قبل از ازدواج و به اصطلاح دوران آشنایی باید چه چیزهایی را مد نظر داشت؟ چه حرف هایی را باید زد و چه حرف هایی را نباید بر زبان آورد. به طور مثال هستند برخی دخترانی که مسائل مادی برایشان مهم است اما از بیان آنها امتناع میکنند و بعدها پشیمان میشوند که چرا در این باره حرفی نزده اند و میگویند که اگر دقیق تر درباره شرایط اقتصادی همسرشان میدانستند هرگز تن به این ازدواج نمیدادند. به همین دلایل حتما قبل از اقدام به ازدواج با یک مشاور ازدواج در خصوص مشاوره قبل ازدواجصحبت و در خصوص مشاوره قبل ازدواج مشورت به عمل آورید.

مشاوره بعد از ازدواج:در مشاوره بعد از ازدواج ، یکی از نکاتی که از اهمیت بسیاری دارد، درک متقابل همسر می باشد. شاید اگر بگوییم مهمترین و کلیدی ترین مساله برای داشتن یک زندگی موفق همراه با آرامش این نکته باشد،سخنی به گذاف نگفته ایم

درک متقابل چیست و چگونه حاصل می شود و اینکه اگر این درک نباشد چه پیامدهایی برای یک زندگی دارد؟

درک متقابل بدان معنا است که دو نفر که اکنون به عنوان زن و شوهر در کنار همدیگر قرار دارند و درواقع نام همسر را به دوش میکشند، به این قدرت از درک و حس از همدیگر برسند که بدانند طرف مقابل از چه چیزی بدش می اید و یا به طور مثال از چه چیزی اکنون ناراحت است و برای آرام کردن او چه چیزی را باید بیان کرد. از صحبت درباره چه چیزی باید پرهیز کرد و درواقع چگونه با او رفتار کرد چه در مواقع بحرانی و چه در مواقع عادی. در مشاوره بعد از ازدواج ،به تمام این مسایل پرداخته می شود.

مشاوره جنسی :طبق آماری که در ارتباط با مسائل زناشویی ارائه شده، بیشتر کسانی که بدلیل مسائل زناشویی از همدیگر جدا شده اند، عدم رضایت از رابطه جنسی خود رادلیلی براین امر دانسته وادامه داده اند که شریک زندگی آنان نتوانسته بخوبی آنچه راکه او از زندگی زناشویی خواسته را برآورده کند.

مشکل بسیاری از روابط زناشویی عدم بیان خواسته طرف مقابل درهنگام روابط جنسی زناشوییاست. این یک واقعیت است که خطوط قرمز درکشورمان باعث شده است تااین مسائل بصورت یک معضل حتی بین زوجین شده وعدم بیان خواسته های آنان بویژه خانم ها باعث بروز مشکلات بسیاری شده است. با دریافت مشاوره های جنسی رضایت و امنیت را به خود و همسرتان هدیه دهید.

مشاورۀ تحصیلی :مشاوره تحصیلی مجموعه ی فعالیت هایی است که از طرف مشاوره به منظور رفع مشکلات تحصیلی مراجعان صورت می گیرد . برخی از فعالیتهای مشاوران در این زمینه عبارتند از:

ارزیابی استعدادها ، علایق و شخصیت دانش آموزان به قصد کمک به آنان در شناخت نقاط قوت و ضعف خود و تلاش در رفع کاستیها

کمک به دانش آموزان دارای عقب ماندگی تحصیلی با هدف جبران عقب ماندگی آنان

یاری به دانش آموزان باهوشی که زیر حد توان خود کار می کنند به منظور ارتقای پیشرفت تا حداکثر فعالیت

یاری رساندن به دانش آموزان در جهت رفع نگرانیها و اضطراب امتحانی

همکاری با والدین ، معلمان و سایر کارکنان مدرسه در جهت رفع مشکلات تحصیلی دانش آموزان.

ایجاد نگرش مثبت نسبت به کار در افراد کارگریز

· کمک کردن به افراد برای هماهنگ شدن با مقرارت سازمان

· یاری رساندن به مراجعان در جهت سازگاری با سایر کارکنان

· کمک به مراجعان در جهت سازگاری با شغل جدید

 

استرس و اضطراب

 

اضطراب

استرس، اضطراب و دلشوره

استرس و اضطراب

اگر چه مردمان عادی تفاوتی میان استرس و اضطراب قایل نیستند و غالبا انها را به صورت مترادف بکار میگیرند، اما در تعریف این دو را میتوان اینگونه از هم جدا نمود. استرس را میتوان یک حالت و یا یک تجربه روانی و جسمانی خاصی تعریف نمود که گذرا و موقتی می باشد. برای مثال دانشجویی که از ارایه کنفرانس دچار ترس میشود. و یا دانش اموزی که استرس امتحان دارد. و یا فردی که در اولین برخورد با جنس مخالف دچار استرس میشود.

اضطراب مانند استرس دارای علایم مشابه جسمانی و روانی می باشد اما با این تفاوت که این علایم در فرد بصورت مزمن و پایدارباقی می مانند. بنابراین می توان گفت اضطراب ماحصل استرسهای مداومی است که فرد در طول زندگی آن را تجربه نموده است. برای مثال اگر چنانچه مثالهایی که در باره استرس گفته شد ادامه پیدا کند در طولانی مدت بصورت مزمن و بیمارگونه خود را نشان می دهد که میتوان آن را اضطراب نامید.

دلشوره همان حالات جسمانی اضطراب و استرس می باشد

بنابر این استرس و اضطراب و دلشوره یک حالت نابسامان و درهم ریختگی جسمانی مخصوصاْ در قفسه سینه همراه با یک نگرانی فکری می باشد که هشداریست برای وقوع یک اتفاق واقعی و یا خیالی . معمولاْ اضطراب بیمارگونه یک جنبه خیالی و یا بدون هیچگونه دلیلی می باشد که فرد قادر به کنترل آن نیست و یا اینکه می تواند با دارو بطور موقت آنرا کنترل نماید . تجربه نشان داده است که روان درمانی و گاهی دارو درمانی به همراه هم می توانند فرد را به صورت اساسی و ریشه ای درمان کند . حالتهای اضطراب همان آشفتگی و بیقراری جسمی و فکری می باشد که در فرد بوجود می آید . حالتهای اضطراب مانند : تپش قلب دلشوره لرزش اندام حالت تهوع تنگی نفس سرگیجه خشکی دهان سستی اندام و غیره منشاء اضطراب ناشی از تجربیات تلخ و ناراحت کننده دوران کودکی و یا گذشته فرد و یا ناشی از شرایط فعلی فرد می باشد. شروع ناگهانی استرس و اضطراب به همراه همه علائم ذکر شده فوق را تقریبآ می توان حمله هراس

علل استرس، اضطراب و دلشوره

از جمله دلایل اصلی استرس و اضطراب میتوان چنین نام برد: 1.ترس از مورد تایید واقع نشدن 2. ترس از ارزیابی منفی 3. تردید از انجام و عواقب یک عمل 4. نگرانی در مورد یک اتفاق ناگوار یا نامشخص 5. ترس از مرگ 6. ترس از از دست دادن عزیزان، شغل، ترس از تنهایی و بسیاری از موارد استرس زای دیگر که اگر چنانچه ادامه یابد مزمن شده و تبدیل به اضطراب دایم و بیمارگونه میگردد که خود یکی از علایم افسردگی می باشد.

پیامدها و عواقب استرس و اضطراب

از جمله عواقب استرس و اضطراب اختلال در عملکرد روانی، رفتاری و جسمانی می باشد. عوامل روانی همچون عدم تمرکز حواس، فراموشی، پر خوری، اختلالات خواب، سو مصرف الکل و مواد مخدر، بی قراری، تحریک پذیری، اختلالات جنسی و در نهایت افسردگی و غیره میباشند. اختلال رفتاری همچون اختلال در عملکرد کاری، تحصیلی و عملکرد ورزشی میشود. اختلالات جسمانی همچون افزایش فشار خون، دردهای جسمانی چون سردرد، دردهای قفسه سینه و غیره، دیابت، افزایش ضربان قلب، و اختلالات قلبی و عروقی میشود.

درمان استرس ، اضطراب و دلشوره

اگر چه روشهای درمانی روانشناختی چون شناخت درمانی و رفتار درمانی و همچنین دارو درمانی میتواند بسیار مفید باشد، اما به نظر میرسد که روش های کشش عضلانی و ارام سازی ما هیچه ای مانند ریلکسشن و یوگا به همراه روشهای درمانی روانشناختی و رفتار درمانی موثر ترین درمان برای اختلالات اضطراب و استرس باشند.

 

بسیار عالی

★★★★★
5 5 1
دستتون درد نکنه

Helpful articles

★★★★★
5 5 1

very informative

★★★★★
5 5 1
Your site is full of important information.
error: Content is protected !!